Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرماسنج

تلفظ بین المللی : /ɡarmˈɑsandʒ/ تلفظ :‌ [gaRm'AsandZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • گرماسنج خودکمار
  • پیل گرماسنج
  • وابسته به گرماسنج
  • گرماسنجی
  • گرماسنجی پویشی تفاضلی
  • وابسته به گرماسنجی
  • گرماسنجی افتراقی
  • گرماسنجی تفاضلی
  • گرماسنجی روبشی تفاضلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

گرماسنج. [ گ َس َ ] ( اِ مرکب ) اسبابی است که برای اندازه گرفتن درجه هوا به کار میبرند. گرماسنج سانتیگراد به صد درجه تقسیم میشود. درجه صفرمطابقت دارد با آب در حالت یخ بندان و صد درجه که برابر است با آب جوشان. گرماسنج رئومور آلتی است که به 80 درجه تقسیم شده بین آب منجمد و حرارت بخار آب جوشان. و دیگر گرماسنج فارنهایت که به 180 درجه تقسیم میشود که بین 32 درجه است که مطابقت دارد با آب منجمد و 212 که م...

فرهنگ عمید

۱. (فیزیک ) ابزاری با دو جسمِ دارای حرارت متضاد که برای مطالعۀ ویژگی های گرمایی اجسام کاربرد دارد.
۲. (پزشکی ) ابزاری شبیه دماسنج با درجه بندی خاص (حداکثر ۴۲ و حداقل ۳۴ درجه ) برای اندازه گیری درجۀ حرارت بدن، درجه.

فرهنگ معین

( ~ . سَ ) (اِمر. ) وسیلة اندازه گیری مقدار گرمایی که دفع ، جذب یا از جسمی به جسمی دیگر منتقل می شود، کالری متر.

دانشنامه آزاد فارسی

گرماسنج (calorimeter)در فیزیک، وسیله ای برای سنجش خواص گوناگون گرمایی، ازجمله ظرفیت گرمایی یا گرمای حاصل از سوخت. گرماسنج ساده مخزن مسی سنگینی دارد که صیقل خورده تا اتلاف گرمای آن بر اثر تابش کاهش یابد و با مادۀ عایق گرما پوشانده شده است تا از اتلاف گرما بر اثر همرفت و رسانش جلوگیری شود. برای اندازه گیری ظرفیت گرمایی قطعه ای فلزی، گرماسنج را با آب پر می کنند، سپس جرم معیّنی از فلز گداخته را در آب ...

فرهنگ فارسی

دستگاهی برای اندازه‌گیری مقدار گرمای تولیدشده در فرایندهایی مانند واکنش‌های شیمیایی یا تغییر حالت یا تشکیل محلول * مصوب فرهنگستان اول

( صفت و اسم ) ۱ - بعضی کلم. گرماسنج را بجای ترمومتر و میزان الحراره بکار برده اند . ۲ - فرهنگستان این کلمه را بجای کالریمتر پذیرفته است و آن عبارت از آلتی است که برای اندازه گرفتن درج. حرارت جسمی بکار میبرند . گرماسنج سانتیگراد بصد درجه تقسیم میشود . درج. صفر ...

مترادف و متضاد

calorimeter (اسم)گرماسنج، حرارت سنجthermometer (اسم)درجه، گرماسنج، حرارت سنج، گرمانما، دماسنج، میزان الحرارهthermometre (اسم)درجه، گرماسنج، گرمانما، دماسنج، میزان الحراره...

فرهنگستان زبان و ادب

{calorimeter} [شیمی، فیزیک، مهندسی بسپار] دستگاهی برای اندازه گیری مقدار گرمای تولیدشده در فرایندهایی مانند واکنش های شیمیایی یا تغییر حالت یا تشکیل محلول * مصوب فرهنگستان اول

کلمات مرتبط

  • گرماسنج خودکمار
  • پیل گرماسنج
  • وابسته به گرماسنج
  • گرماسنجی
  • گرماسنجی پویشی تفاضلی
  • وابسته به گرماسنجی
  • گرماسنجی افتراقی
  • گرماسنجی تفاضلی
  • گرماسنجی روبشی تفاضلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات