Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرم ایستادن

تلفظ بین المللی : /ɡˈarm iːstˈɑdan/ تلفظ :‌ [g'aRm i:st'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گرم
  • گرم اوفتادن
  • گرم ایست
  • گرم باد
  • گرم باد آزاد
  • گرم باد مرتفع
  • گرم بازار
  • گرم تاب
  • گرم تاز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گرم ایستادن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) کاملاً گرم شدن. نهایت گرم گردیدن : میان هر دو لشکر مسافت [ لشکر محمود و مسعود ] نیم فرسنگ بود و هوا سخت گرم ایستاد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 118 ). امیر به گرگان رسید و هوا سخت گرم ایستاده بود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 476 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بنهایت گرم شدن : امیر بگرگان رسید و هوا سخت گرم ایستاده بود .

کلمات مرتبط

  • گرم
  • گرم اوفتادن
  • گرم ایست
  • گرم باد
  • گرم باد آزاد
  • گرم باد مرتفع
  • گرم بازار
  • گرم تاب
  • گرم تاز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات