Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرفت کردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈereft kˈardan/ تلفظ :‌ [g'eReft k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • گفت و گو کردن
  • گرفته کردن
  • خود را گرفتن و ناز کردن و گران کردن
  • به مرگ گرفتن تا به تب راضی کردن
  • کرانه گرفتن
  • گرفت
  • گرفت 1
  • گرفت 2
  • گرفت 3
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گرفت کردن. [ گ ِ رِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اعراض کردن باشد. ( برهان ). || مالش دادن ساز، یعنی کاری کردن که نغمه ای لرزان به گوش آید. ( برهان ). رجوع به گرفت شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) اعراض کردن . ۲ - ( مصدر ) مالش دادن ساز تا نغم. لرزان بگوش آید .

واژه نامه بختیاریکا

( گرفت کِردِن ) یبوست گرفتن

کلمات مرتبط

  • گفت و گو کردن
  • گرفته کردن
  • خود را گرفتن و ناز کردن و گران کردن
  • به مرگ گرفتن تا به تب راضی کردن
  • کرانه گرفتن
  • گرفت
  • گرفت 1
  • گرفت 2
  • گرفت 3
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات