معانی کلمه : گرفت کردن
لغت نامه دهخدا
گرفت کردن. [ گ ِ رِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اعراض کردن باشد. ( برهان ). || مالش دادن ساز، یعنی کاری کردن که نغمه ای لرزان به گوش آید. ( برهان ). رجوع به گرفت شود.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) اعراض کردن . ۲ - ( مصدر ) مالش دادن ساز تا نغم. لرزان بگوش آید .
واژه نامه بختیاریکا
( گرفت کِردِن ) یبوست گرفتن
