معانی کلمه : گردیزی
لغت نامه دهخدا
گردیزی . [ گ َ ] (ص نسبی ) منسوب به گردیز. رجوع به گردیز شود.
گردیزی . [ گ َ ] (اِخ ) رجوع به ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود شود.

گردیزی . [ گ َ ] (ص نسبی ) منسوب به گردیز. رجوع به گردیز شود.
گردیزی . [ گ َ ] (اِخ ) رجوع به ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود شود.