Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گردگیری کردن

تلفظ بین المللی : /ɡardɡˈiri kˈardan/ تلفظ :‌ [gaRdg'iRi k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • با چوب گردگیری پاک کردن
  • جارویم را گردگیری خواهم کرد
  • گردآوری کردن
  • گروگیر کردن
  • گردگیری
  • وسیله گردگیری
  • گردگیر
  • دزدی همراه با گروگیری
  • کرم های گردگیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گردگیری کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ستردن غبار و گرد از ظرف ، کاخال و مانند آن. رجوع به گردگیری شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پاک کردن گرد و غبار چیزی : در و دیوار اطاقها را گرد گیری کردند .

مترادف و متضاد

dust (فعل)
پاشیدن، ریختن، گردگیری کردن، گرد گرفتن از

کلمات مرتبط

  • با چوب گردگیری پاک کردن
  • جارویم را گردگیری خواهم کرد
  • گردآوری کردن
  • گروگیر کردن
  • گردگیری
  • وسیله گردگیری
  • گردگیر
  • دزدی همراه با گروگیری
  • کرم های گردگیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات