گردکان. [ گ ِ دِ ] ( اِ ) آن را در رودسر و طوالش گردگان ، در رامیان قز، در آمل اقوز، در رامسر و طوالش و لاهیجان آقوزدار، در شفارود، ووز میخوانند. این درخت را در همه جا به نام گردو میشناسند و در خراسان و بعضی نقاط دیگر به نام جوز نیز خوانده میشود. ( جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 217 ). گردو که آن را چهارمغز گویند. ( انجمن آرای ناصری ). جوز. گوز. چارمغز : منه دل بر این سالخورده مکان که گنبد نپاید بر گردکان....
فرهنگ عمید
گردو#NAME?
= گردو
فرهنگ معین
(گِ دِ ) (اِ. ) گردو، جوز.
فرهنگ فارسی
ثمردرخت گردوکه مغز آن مانندبادام خورده واز آن روغن میگیرندهردانه گردویک پوست سبزویک پوست سخت چوبی که مغزمیان آن است دارد( اسم ) درخت گردو گوز جوز : میل کودک به گردکان و مویز بیش باشد که بر خدای عزیز . ( اوحدی ) یا گردکان بر گنبد بودن . ناپایدار بودن بی ثبات بودن : پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است . ( گلستان ) یا گردکان هندی . جوز هندی نارگیل ....
دانشنامه عمومی
روستایی از توابع بخش لوداب شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.درگذشته جزئی ازمنطقه باستانی بویرتحت حاکمیت کائدان یا قائدان چهارده تایی بویری یا کی های چهارده تا بوده است که پس ازتبعیدوقلع قمع کایدان توسط شاه عباس صفوی درسال1004ه ق طوایف دیگری به همراه تعداداندکی ازکائدان ازتیره حسن عالی در آن سکنی گزیدند.روستاپایکوهی ودرپای کوه نورازقلل زاگرس واقع ودارای آب وهوای معتدل می باشد...