معانی کلمه : گرده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلیه#NAME?
۱. گردمانند؛ شبیه گرد.
۲. (زیستشناسی) سلولهای نر گیاه؛ دانههای ریز که در بساک گیاه وجود دارد؛ گرد نرِ گل.
فرهنگ معین
(گِ دِ) [ په . ] (ص مر.) 1 - هرچیز گرد و مدور مانند: نان . 2 - نوعی برنج .
(گُ دِ) (اِ.) 1 - شانه ، دوش . 2 - کلیه . ؛بر ~ی کسی سوار شدن کنایه از: اراده و اختیار او را به دست گرفتن .
(گَ دِ) (اِمر.) 1 - طرح یا تصویری که از طرح یا تصویر دیگری کپیه کنند. 2 - پودر، گردی که زنان برای بزک مورد استفاده قرار می دادند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - کلیه قلوه : برد حالی زنش زخانه بدوش گرده ای چند و کاسه ای دو سپار . یا دو گرده هر دو گرده . کلیتین . ۲ - میان دوشانه پایین گردن از پشت .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
کلیه
۱برنج گرده ۲بذر خاصی از برنج،که برنجی نامرغوب و ارزان قیمت ...
/gerde/ کلیه & برنج گرده - بذر خاصی از برنج، که برنجی نامرغوب و ارزان قیمت است
مترادف و متضاد
قرصنان
قرص، گرد، مدور
۱. قرص، گرد، مدور
۲. قرصنان
واژه نامه بختیاریکا
( گُردِه ) کمر؛ کول
( گِردِه ) گرد؛ از گونه های نان؛ در قدیم بصورت گرد و در اندازه های مختلف در زیر خاکسترها پخته میشد
( گَردِه ) گردن ( از تلفظات قدیم ) ؛
( گُرده ) جُر؛ مُل
( گِردِه ) گرد؛ از گونه های نان؛ در قدیم بصورت گرد و در اندازه های مختلف در زیر خاکسترها پخته میشد
( گَردِه ) گردن ( از تلفظات قدیم ) ؛
( گُرده ) جُر؛ مُل
فرهنگستان زبان و ادب
{pollen} [زیست شناسی] ریزهاگ های (microspores ) حاوی کامه های گیاهی نر که در بَساک گل ها تولید می شود
متـ . دانۀ گَرده pollen grain
* مصوب فرهنگستان اول
{platelet, plaquette (fr. )} [زیست شناسی] ساختاری سکه مانند به قطر 2 تا 4 میکرومتر که در خون همۀ پستانداران موجود است و در انعقاد خون نقش دارد
{platelet, plaquette (fr. )} [زیست شناسی] ساختاری سکه مانند به قطر 2 تا 4 میکرومتر که در خون همۀ پستانداران موجود است و در انعقاد خون نقش دارد
