Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گردناک

تلفظ بین المللی : /ɡˈardnɑk/ تلفظ :‌ [g'aRdnAk]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • گردناکی
  • سرگین گردانک
  • قلعه گردنک
  • کوزه گردانک
  • گردنا
  • گردناج
  • گردنامه
  • گردنای
  • گردنکش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گردناک. [گ َ ] ( ص مرکب ) پرگرد. مُغَبَّر. اَغبَر : جهان کرد ز آشوب خود گردناک ز بهر چه از بهر یک مشت خاک.نظامی.تو نیز ای به خاکی شده گردناک بده وام و بیرون جه از گرد و خاک.نظامی.همان قسمت چارمین هست خاک ز سرکوب گردش شده گردناک.نظامی.مردی بود که سفرهای دراز کند و اشعث و اغبر و گردناک شود. ( تفسیر ابوالفتوح ). رسول علیه السلام اشعث و اغبر و رسول ( ص ) کالیده موی و گردناک. ( تفسیر ابوالفتوح ج 2 ص 19...

فرهنگ عمید

گردآلود، پرگردوخاک.

فرهنگ فارسی

گرد آلود، پرگردوخاک
پرگرد و غبار مغبر : مردی بود که سفرهائ دراز کند و اشعث و اغبر و گردناک شود .

مترادف و متضاد

غبارآلود، گردآلود، مغبر


کلمات مرتبط

  • گردناکی
  • سرگین گردانک
  • قلعه گردنک
  • کوزه گردانک
  • گردنا
  • گردناج
  • گردنامه
  • گردنای
  • گردنکش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات