معانی کلمه : گردشگر بین قاره ای
فرهنگ فارسی
بازدیدکنندهای که از قارهای به قارۀ دیگر سفر میکند
فرهنگستان زبان و ادب
{long-hauthorl tourist} [گردشگری و جهانگردی] بازدیدکننده ای که از قاره ای به قارۀ دیگر سفر می کند

بازدیدکنندهای که از قارهای به قارۀ دیگر سفر میکند