Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرد رو

تلفظ بین المللی : /ɡˈard rˈu/ تلفظ :‌ [g'aRd R'u]
لغت نامه دهخداگویش مازنی
  • روان گرد
  • گَردِ روی
  • سوراخ گرد بر روی سنگفرش
  • روندشتت گرد فون
  • روز گرد
  • گرد روی
  • گرد رودبار
  • اب انبار روستای گرد فرامرز
  • تپه گرد له روستای هزار جریب
لغت نامه دهخداگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

گرد رو. [ گ ِ دِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اطراف و دور رو. ( از برهان ) ( از آنندراج ) : گلشن حسن تو از آب گهر سیراب است گرد رو چاه زنخدان ترا دولاب است.سعید اشرف ( از آنندراج ). || تسبیحی از مروارید که زنان بجهت خوش آیندگی بر گرد روی خود بندند. ( برهان ) ( آنندراج ). عقدرو که هر دو طرف رو بندند. ( فرهنگ رشیدی ). زینتی از گل طبیعی یا مصنوعی به زیر گلوی تا بناگوش وبه گرد روی عروس و جز آن استوار ک...

گویش مازنی

/gardaroo/ زیوری نقره ای که با سنجاق به روسری بندند

کلمات مرتبط

  • روان گرد
  • گَردِ روی
  • سوراخ گرد بر روی سنگفرش
  • روندشتت گرد فون
  • روز گرد
  • گرد روی
  • گرد رودبار
  • اب انبار روستای گرد فرامرز
  • تپه گرد له روستای هزار جریب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات