معانی کلمه : گرت
لغت نامه دهخدا
گرت . [ گ ِ رِ ] (اِ) درختی است که در حوالی بندرعباس و چاه بهار و لنگه به حال وحشی دیده میشود. (گااوبا).
گرت . [ ] (اِخ ) شهری است مابین دقوق و اربل . (تاریخ کرد رشیدیاسمی ص 131).
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
( صت ) ؛ گرد؛ پودر؛ آلودگی؛ غبار
