معانی کلمه : گرایش به خوردگی
فرهنگ فارسی
واکنشپذیری فلز با محیط اطراف که برحسب تغییر در انرژی آزاد گیبس اندازهگیری میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{corrosion tendency} [خوردگی] واکنش پذیری فلز با محیط اطراف که برحسب تغییر در انرژی آزاد گیبس اندازه گیری می شود
