معانی کلمه : گرانیک
لغت نامه دهخدا
گرانیک . [ گ ِ ] (اِخ ) رودی است که آب آن نزدیک سیزیکوس ... به دریای مرمره میریزد. (تاریخ ایران تألیف سایکس ترجمه ٔ فخر داعی ص 328). رجوع به ایران باستان ص 1250 شود.
فرهنگ فارسی
رودی کوچک در آسیای صغیر که در جوار سیزیکوس بدریای مرمره میریخت . یا جنگ گرانیکوس . جنگی که اسکندر مقدونی در ۳۳۴ ق م . در کنار رود فوق با سپاهیان داریوش سوم هخامنشی کرد و داریوش مغلوب گردید .
