Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گران تن

تلفظ بین المللی : /ɡˈerɑn tˈan/ تلفظ :‌ [g'eRAn t'an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تنخواه گردان
  • تمساح تنگ گردن افریقایی
  • تنگ گراز
  • سد تنگ اب گراش
  • سد تنگ دره گراز
  • شهرستان گرین تنسی
  • گردن پرتراج تنگ پیواره
  • گرین هیل تنسی
  • میدوی شهرستان گرین تنسی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گران تن. [ گ ِ ت َ ] ( ص مرکب ) رجوع به گران جسم شود.

فرهنگ فارسی

۱ - آنکه جسمی گران دارد گران تن . ۲ - وزین سنگین . ۳ - کسی که گرانیی در جسم او بر اثر بیماری پدید آمده .

کلمات مرتبط

  • تنخواه گردان
  • تمساح تنگ گردن افریقایی
  • تنگ گراز
  • سد تنگ اب گراش
  • سد تنگ دره گراز
  • شهرستان گرین تنسی
  • گردن پرتراج تنگ پیواره
  • گرین هیل تنسی
  • میدوی شهرستان گرین تنسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات