Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گراتی

تلفظ بین المللی : /ɡarˈɑti/ تلفظ :‌ [gaR'Ati]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • الینور گراتی
  • اگنس گراتی
  • برایان گراتی
  • قنات گراتی اسفراین
  • گراتیانوس
  • اسیموم گراتیسیموم
  • شهرستان گراتیت میشیگان
  • فرودگاه گراتیت کمیونیتی
  • گراتیان
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

گراتی. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میلانلو از بخش شیروان شهرستان قوچان ، واقع در 72هزارگزی جنوب باختری شیروان و 4هزارگزی دولت آباد. هوای آن معتدل و دارای 392 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 )....

دانشنامه عمومی

گراتی به معنی اسب سیاه است.

گِراتی روستای است از توابع دهستان آذری بخش مرکزی شهرستان اسفراین.مروی محمد صادق، مروی مرضیه، مروی فاطمه، گراتی ؛ نگین اسفراین ،انتشارات باغ کاغذی اسفراین، ١٣٩۴براساس سرشماری در سال ١٣٩٠ ، جمعیت روستای گِراتی ٨٢٢ نفر و ٢٢۵ خانوار بوده است. که از این تعداد، ٣٩٢ نفر مرد و تعداد ۴٣٠ نفر زن می باشد. طبق اطلاعات جمع آوری شده از خانهٔ بهداشت روستا، جمعیت کل گِراتی تا آخر...

کلمات مرتبط

  • الینور گراتی
  • اگنس گراتی
  • برایان گراتی
  • قنات گراتی اسفراین
  • گراتیانوس
  • اسیموم گراتیسیموم
  • شهرستان گراتیت میشیگان
  • فرودگاه گراتیت کمیونیتی
  • گراتیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات