Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گذارد

تلفظ بین المللی : /ɡozˈɑrad/ تلفظ :‌ [goz'ARad]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • روز گذاردن
  • فرمان گذاردن
  • فرو گذاردن
  • قدم گذاردن
  • کار گذاردن
  • گام گذاردن
  • گذاردن
  • گذاردنی
  • گذارده
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گذارد. [ گ ُ] ( مص مرخم ، اِمص ) وضع. نهادن. گذاشتن : بزد گرز و بفکند در را ز جای پس آنگه سوی خانه بگذارد پای.فردوسی.|| ادا کردن. ( برهان ). بجای آوردن. انجام دادن : این است امارت سعادت آخرت طلب کردن... و از گذارد فرمان حق تعالی تقاعد نمودن. ( تاریخ بیهقی ). اگر این کس باطنی باشد و خویشتن بگذارد احکام شریعت رنجه ندارد تن او روضه بهشت باشد. ( بیان الادیان ). از حقوق پادشاهان بر خدمتکاران گذارد حق ن...

فرهنگ معین

(گُ ) (مص مر. ) نهادن ، گذاشتن .

فرهنگ فارسی

نهادن گذاشتن وضع .

کلمات مرتبط

  • روز گذاردن
  • فرمان گذاردن
  • فرو گذاردن
  • قدم گذاردن
  • کار گذاردن
  • گام گذاردن
  • گذاردن
  • گذاردنی
  • گذارده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات