Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گت

تلفظ بین المللی : /ɡˈat/ تلفظ :‌ [g'at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • گت ها
  • گت اشکم
  • گت اشکمبه
  • گت با
  • گت بانو
  • گت ببا
  • گت برتیم
  • گت بین
  • گت تر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گت . [ گ َ ] (ص ) طبری گت (بزرگ ). (واژه نامه ٔ طبری شماره ٔ 638). در مازندرانی کنونی و لهجه ٔ مردم فارس «گت » (بزرگ ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ). بزرگ . عظیم . کبیر. (برهان ). مؤلف آنندراج گوید: به فتح بمعنی بزرگ نیز آمده ، و در طبرستان متداول و معروف است . و رجوع به گته شود.

گت . [ گ ُ ] (فعل ماضی ) مخفف گفت است ....

فرهنگ عمید

بزرگ، گنده، کلان، عظیم، کبیر.

فرهنگ فارسی

بزرگ
( صفت ) بزرگ گته : گت و گنده .
نام قومی در زمان داریوش

دانشنامه عمومی

نام قدیم یزد

(با ضمه گاف) بزرگ

(بهبهانی) گِت؛ بهانه.

گویش مازنی

/gat/ بزرگ

مترادف و متضاد

goth (اسم)
گت، یکی از اقوام المانی قدیم

واژه نامه بختیاریکا

( گِت (گتلی) ) پرده باکرگی زنان؛ برگرفته از واژه GATE بمعنی دروازه
( گُت * ) سنگدل؛ خونسرد؛ پرتحمل

کلمات مرتبط

  • گت ها
  • گت اشکم
  • گت اشکمبه
  • گت با
  • گت بانو
  • گت ببا
  • گت برتیم
  • گت بین
  • گت تر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات