معانی کلمه : گبرگه
لغت نامه دهخدا
گبرگه. [ گ َ ب ُ گ َ ] ( اِ ) در خراسان گورگه ، و در گلپایگانی گبرگه گویند. رجوع به گورگه شود.
فرهنگ عمید
از ورزشهای باستانی ایران که با میل انجام میشد.
〈 گبرگه گرفتن: (مصدر لازم) [قدیمی] میل گرفتن.
از ورزش های باستانی ایران که با میل انجام می شد.
* گبرگه گرفتن: (مصدر لازم ) [قدیمی] میل گرفتن.
* گبرگه گرفتن: (مصدر لازم ) [قدیمی] میل گرفتن.
فرهنگ معین
(گَ بُ گَ یا گِ ) (اِ. ) = گبورگه : آلتی است مانند کمان و کشتی گیران با آن در گود زورآزمایی کنند.
فرهنگ فارسی
نوعی ورزش ازورزشهای باستانی ایران، ورزش بامیلگبرگه گرفتن:میل گرفتن
( اسم ) آلتی است مانند کمان از آهن ساخته و کشتی گیران بدان در گود زور آزمایی کنند .
آلتیاست چون کمان از آهن که کشتی گیران بدان در گود زور آزمایند
( اسم ) آلتی است مانند کمان از آهن ساخته و کشتی گیران بدان در گود زور آزمایی کنند .
آلتیاست چون کمان از آهن که کشتی گیران بدان در گود زور آزمایند
