معنی کلمه : گاولیسیده
لغت نامه دهخدا
گاولیسیده . [ دَ / دِ ] (ص مرکب ) کنایه از کسی است که خامی و غروری کند. (انجمن آرای ناصری ). رجوع به گاوش لیسیده و گاوش نلیسیده شود.

گاولیسیده . [ دَ / دِ ] (ص مرکب ) کنایه از کسی است که خامی و غروری کند. (انجمن آرای ناصری ). رجوع به گاوش لیسیده و گاوش نلیسیده شود.