Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گاودارو

تلفظ بین المللی : /ɡˈɑvdˈɑruː/ تلفظ :‌ [g'Avd'ARu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • گاودار
  • شلوار بی خشتک گاوداران
  • گاوداری
  • حسن گاوداری
  • گاوداران بالا
  • گاوداران پائین
  • طایفه ٔ گاودارخا
  • طایفه ٔ گاودارخاریک
  • ارتور ماز ئی گاوارو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گاودارو. (اِمرکب ) اسم فارسی جاوزین است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

گاودارو. (اِ مرکب ) حصاتی که در مراره ٔ گاو پدید آید و گاو زهره و اندرزا نیز گویند. (ناظم الاطباء). و آن را برای چاق شدن و فربهی خورند. مؤلف تحفه ٔ حکیم مؤمن آرد:اسم فارسی جاوزین است - انتهی . در فهرست مخزن الادویه آمده : جاوزین و جاوزهرج حجرالبقر است که به فارسی گاوزهره گویند. جهت آنکه در ز...

فرهنگ عمید

گاویزن#NAME?

= گاویزن

فرهنگ فارسی

( اسم ) سنگهای صفراوی تولید شده در کیس. زهر. گاو را گویند و آن در طب قدیم مخلوط با انزروت جهت تقویت عمومی و چاق شدن باشخاص ضعیف خورانیده میشد سنگ صفراوی گاو سنگ زهر. گاو زهر. گاو اندرزا جاوزین گاو زهره حجرالبقر .
جاوزین

کلمات مرتبط

  • گاودار
  • شلوار بی خشتک گاوداران
  • گاوداری
  • حسن گاوداری
  • گاوداران بالا
  • گاوداران پائین
  • طایفه ٔ گاودارخا
  • طایفه ٔ گاودارخاریک
  • ارتور ماز ئی گاوارو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات