معانی کلمه : گاو و ماهی
لغت نامه دهخدا
گاوو ماهی. [ وُ ] ( اِخ ) مقصود گاوی است که گویند زمین را بشاخها داشته و پای آن بر پشت ماهی است.
- تا گاو و ماهی ؛ تا دورترین جای از زیرزمین. رجوع به گاو ماهی شود.
- تا گاو و ماهی ؛ تا دورترین جای از زیرزمین. رجوع به گاو ماهی شود.
فرهنگ فارسی
گاو ( برج ثور ) و ماهی ( حوت ) حامل آن ( اساطیر ) .
گاوی که زمین را بشاخها داسته و پای آن بر پشت ماهی است
گاوی که زمین را بشاخها داسته و پای آن بر پشت ماهی است
