گاو عنبر. [ وِ عَم ْ ب َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پستاندار عظیم الجثه دریائی شبیه به وال که در دریا میماند. گویند عنبر فضله او است. ( از آنندراج ) ( از غیاث ). کاشالوت ، ماهی عنبر، باله لطمیه ، گاو بحری.قال الزمخشری سمعت ُ ناساً من اهل مکة یقول هو ( ای العنبر ) صفع ثور فی بحر الهند. ( تاج العروس ) و رجوع به عنبر و گاو بحری ، گاو عنبری و گاو عنبرین و رجوع به قطاس و قیطوس و بحری قطاس و پرچم شود :...
دانشنامه آزاد فارسی
گاوِ عَنْبَر (musk ox)گاوِ عَنْبَرگاوِ عَنْبَرپستانداری نشخوار کننده و بومی نواحی قطبی امریکای شمالی. این جانور ویژگی های گوسفند و گاو نر را داراست. تقریباً به اندازۀ گاو اهلی کوچک، و دارای موهای بلند قهوه ای است. در فصول خاصی نیز بوی مشک می دهد. گونۀ Ovibos moschatus، در خانوادۀ گاویان قرار دارد. پشم های زیرین بدنش تقریباً به نرمی پشم های شتر بی کوهان است. مزارعی برای پرورش گاو عنبر به منظور بهره...