کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : گاهواره بند
تلفظ بین المللی :
/ɡɑhvˈɑreː bˈand/
تلفظ :
[gAhv'ARe: b'and]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
گاهواره
گاهواره جنبان
گاهواره جنبانی
صفحۀ بالایی گهواره
صفحۀ پایینی گهواره
فنر گهواره
گاهوار
گاواره
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گاهواره بند. [ هَْ رَ / رِ ب َ ] ( اِمرکب ) قماط . ( دهار ). || ( نف مرکب ) کسی که گاهواره طفل را بندد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه گاهوار. طفل را بندد . ۲ - ( اسم ) پای بند کودک گهوارگی قماط
کلمات مرتبط
سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
گاهواره
گاهواره جنبان
گاهواره جنبانی
صفحۀ بالایی گهواره
صفحۀ پایینی گهواره
فنر گهواره
گاهوار
گاواره
نظرات