معانی کلمه : گانیمد
لغت نامه دهخدا
گانی مد. [ م ِ ] ( اِخ ) شاهزاده ترویای پسر ترُس و کالیروئه پسر زاوش [ زئوس ] بشکل عقابی درآمد و او را درربود و سمت شربتداری خدایان داد.
فرهنگ فارسی
خواجه مصری که بسال ۴۸ ق م . فرماندهی سپاهی مصر را در جنگ ضد قیصر بدست گرفت ولی شکست خورد و کشته شد .
شاهزاده ترویایی
شاهزاده ترویایی
دانشنامه عمومی
(Ganymede در انگلیسی)؛ یکی از قمرهای مشتری و بزرگترین قمر در سامانۀ خورشیدی بعد از تیتان و کالیستو.
فرهنگستان زبان و ادب
{Ganymede} [نجوم] یکی از چهار قمر گالیله ای و بزرگ مشتری با قطر 5262 کیلومتر که پُرنورترین آنهاست
