معانی کلمه : گان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
علامت نسبت (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): بازارگان، گروگان، رایگان، خدایگان.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ.) لباس ویژه اطاق عمل .
[ په . ] پسوندی است که به آخر کلمه اضافه می شود و علامت نسبت و صفت است مانند: رایگان ، گروگان .
[ په . ] پسوندی است که به آخر کلمه اضافه می شود و علامت نسبت و صفت است مانند: رایگان ، گروگان .
[ فر. ] (اِ. ) لباس ویژه اطاق عمل .
[ فر. ] (اِ. ) لباس ویژه اطاق عمل .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:گنت
wikijoo: گان
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱پستان گاو ۲جان
/gaan/ پستان گاو - جان
واژه نامه بختیاریکا
کُو
