Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گالیدن

تلفظ بین المللی : /ɡˈɑlidˌan/ تلفظ :‌ [g'Alid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • فرو گسلیدن
  • گالیانوس
  • گالین
  • گالینوس
  • گالینگور
  • گاییدن
  • گسلیدن
  • گوالیدن
  • گولیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گالیدن. [ دَ ] ( مص ) گریختن. دور شدن. کناره گرفتن. هزیمت کردن : ای تو مک آسا بیار باز قدح راکانت مکاکفت از این سرای بگالید .عماره ( لغت فرس ص 324 ).بغیر کنج عدم نیستش گریزگهی اگر ز تیزی تیغش بود عزیمت گال.شمس فخری.طبیب باشد دوگونه اندر خواب این یکی راحت آن دگر همه تاب راحت این نوع را که برمالندمحنت آن جنس را که برگالند.سنائی ( از جهانگیری ).هر که او اسب دواند بسوی گمراهی کند آن اسب لگدمال بگال از...

فرهنگ عمید

۱. گریختن، فرار کردن.
۲. فریاد کشیدن.

فرهنگ معین

(دَ ) (مص ل . ) گریختن ، دور شدن ، کناره گرفتن .

مترادف و متضاد

دورشدن، گریختن

خروشیدن، فریادکشیدن

۱. خروشیدن، فریادکشیدن
۲. غلتیدن
۳. دورشدن، گریختن


کلمات مرتبط

  • فرو گسلیدن
  • گالیانوس
  • گالین
  • گالینوس
  • گالینگور
  • گاییدن
  • گسلیدن
  • گوالیدن
  • گولیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات