معانی کلمه : گالیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گریختن، فرار کردن.
۲. فریاد کشیدن.
۲. فریاد کشیدن.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل . ) گریختن ، دور شدن ، کناره گرفتن .
مترادف و متضاد
دورشدن، گریختن
خروشیدن، فریادکشیدن
۱. خروشیدن، فریادکشیدن
۲. غلتیدن
۳. دورشدن، گریختن
