Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گاری

تلفظ بین المللی : /ɡˈɑri/ تلفظ :‌ [g'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • گاری خانه
  • گاری چوب کِش
  • گاری چی
  • گاری بارکش
  • گاری بر
  • گاری تک اسبه
  • گاری روپوش دار
  • گاری سفری
  • گاری کش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

گاری . (هندی ، اِ) قسمی دستگاه حمل باچرخ که اسب آن را کشد. ارابه ای که با اسب کشیده شود. این لفظ هندی است و در هندی بمعنی مطلق گردون است و در قرن اخیر داخل فارسی شده . (فرهنگ نظام از برهان قاطع چ معین ). رجوع به ارابه ، عرابه و عراده شود.

گاری . (ص ) چیزبیمدار و ناپاینده و بی ثبات را گویند. (آنندراج ) (برهان قاطع) (جهانگیری ). فانی . ناپایدار : دنیا همه در...

فرهنگ عمید

۱. از وسایل نقلیه با گردونۀ دوچرخه یا چهار چرخه که به اسب یا الاغ می بندند و بیشتر برای باربری از آن استفاده می کنند.
۲. هر چیز ناپایدار و بی ثبات و ناپاینده.

فرهنگ معین

(ص .) بی ثبات ، ناپایدار.

[ هند. ] (اِ.) ارابه ، ارابه ای که با اسب کشیده می شود.

(پس .) پسوندی است که به آخر ریشة فعل ، مصدر مرخم و اسم معنی افزوده می شود و معنای حاصل مصدری می دهد. مانند: رستگاری .

[ هند. ] (اِ. ) ارابه ، ارابه ای که با اسب کشیده می شود. (پس . ) پسوندی است که به آخر ریشة فعل ، مصدر مرخم و اسم معنی افزوده می شود و معنای حاصل مصدری می دهد. مانند: رستگاری . (ص . )...

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:درشکه
wikijoo: گاری

فرهنگ فارسی

← گاری چوب‌کِش

شهری است در انتهای جنوبی دریاچه میشیگان در ایالت ایندیا نای ایالات متحده امریکا. این شهر از مراکز مهم ذوب فلز و فولاد امریکاست و صنایع شیمیائی و پالایشگاههای نفت آن نیز معروف است . گاری همچنین دارای صنایع ماشین سازی بوده و جمعیت آن ۱۷۵/٠٠٠ تن میباشد .یکی ازوسائل نقلیه گردونه دوچرخه یاچهارچرخه که باسب یاالاغ می بندندوبیشتربرای باربری از آن استفاده میکنندپسوند یست که باخر ریش. ف...

دانشنامه عمومی

گاری وسیله نقلیه ای است که چهار چرخ دارد و معمولاً به وسیلهٔ یک یا چند حیوان (اسب یا قاطر) کشیده می شود.ارابهدرشکهکالسکهکجاوهگردونهHorse-drawn vehicleHorse harnessDriving (horse)Horseless carriagewiki: تسوکه مونو (انواع ترشی ها و شورها) در آشپزی ژاپنی است. گاری از خوابانیدن زنجبیلی که برش نازک داده شده، در سرکهٔ شیرین شده به دست می آید. گاری معمولاً با سوشی مصرف می شود و بطور بسته های آماده در باز...

مترادف و متضاد

ارابه، درشکه، کالسکه

cart (اسم)چرخ، دوچرخه، گاری، ارابهwain (اسم)دب اکبر، واگن، گاری، ارابه سنگین و بزرگtumbril (اسم)گاری، گیوتین، الت شکنجه، قایق ته صاف، ادم مست و تلو تلو خورgharry (اسم)گاری، درشکهtumbrel (اسم)گاری، گیوتین، الت شکنجه، قایق ته صاف، ادم مست و تلو تلو خور...

واژه نامه بختیاریکا

بُتُرنا

فرهنگستان زبان و ادب

[مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ← گاری چوب کِش

کلمات مرتبط

  • گاری خانه
  • گاری چوب کِش
  • گاری چی
  • گاری بارکش
  • گاری بر
  • گاری تک اسبه
  • گاری روپوش دار
  • گاری سفری
  • گاری کش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات