Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گاب

تلفظ بین المللی : /ɡˈɑb/ تلفظ :‌ [g'Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گاب گه
  • لو گاب
  • بتلن گابور
  • گاباردین
  • گاباره
  • گابال
  • گابریل
  • گابریک
  • گابس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گاب. ( اِ ) در لهجه عوام بمعنی گاو است.
- امثال :
آبم است و گابم است نوبت آسیابم است ؛ یک سر است و هزار سودا. رجوع به امثال و حکم دهخدا شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گاو : آبم است و گابم است نوبت آسیابم است ( یک سراست و هزار سودا )

کلمات مرتبط

  • گاب گه
  • لو گاب
  • بتلن گابور
  • گاباردین
  • گاباره
  • گابال
  • گابریل
  • گابریک
  • گابس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات