Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کین انگیختن

تلفظ بین المللی : /kˈin anɡˈixtan/ تلفظ :‌ [k'in ang'ixtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کین
  • کین اب زنک
  • کین اختن
  • کین ازمایی
  • کین اندیش
  • کین اور
  • کین اوردن
  • کین اوری
  • کین ایرج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کین انگیختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) جنگ برانگیختن. مسبب جنگ شدن :
دگر کین مینگیز در هیچ بوم
سر کینه خواهان مکش سوی روم.
نظامی.

فرهنگ فارسی

جنگ بر انگیختن ٠ مسبب جنگ شدن ٠

کلمات مرتبط

  • کین
  • کین اب زنک
  • کین اختن
  • کین ازمایی
  • کین اندیش
  • کین اور
  • کین اوردن
  • کین اوری
  • کین ایرج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات