Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کیلکه

تلفظ بین المللی : /kilˈakeː/ تلفظ :‌ [kil'ake:]
لغت نامه دهخدا
  • اشچیانکا شهرستان کیلکه
  • کیلقه
  • کیله
  • کیلک
  • کیلکا
  • پنج کیله ای
  • او کیله
  • خجیر کیله
  • جل کیله
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( کیلکة ) کیلکة. [ ل َ ک َ ] ( معرب ، اِ ) کیلجة. ( المعرب جوالیقی ص 292 ). رجوع به کیلجة شود.

کیلکة. [ ل َ ک َ ] (معرب ، اِ) کیلجة. (المعرب جوالیقی ص 292). رجوع به کیلجة شود.


کلمات مرتبط

  • اشچیانکا شهرستان کیلکه
  • کیلقه
  • کیله
  • کیلک
  • کیلکا
  • پنج کیله ای
  • او کیله
  • خجیر کیله
  • جل کیله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات