معانی کلمه : کیلوس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مایعی شیری رنگ که در اثر جذب مواد غذایی از رودۀ کوچک، در عروق لنفاوی یافت می شود.
فرهنگ معین
[ معر. ] (اِ. ) مواد غذایی داخل معده که با شیرة معده و دیاستازهای معده آمیخته و مخلوط شده و به صورت مایعی کمابیش غلیظ در آمده ، قیلوس .
فرهنگ فارسی
( اسم ) مواد غذایی داخل معده که با عصیر معدی و دیاستاز های معده آمیخته و مخلوغ شده و بصورت مایعی کمابیش غلیظ در آمده قیلوس .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
chyle (اسم)
کیلوس، قیلوس
