Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کیقباد

تلفظ بین المللی : /kejq1ˈobɑd/ تلفظ :‌ [kejq1'obAd]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها
  • کیقباد پایه
  • کیقباد پیکر
  • کیقباد کلاه
  • کیقباد کیغباد
  • کیقباد اول
  • کیقباد ثانی
  • ارش پور کیقباد
  • پادشاهی کیقباد
  • علاءالدین کیقباد
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

کیقباد. [ ک َ / ک ِ ق ُ ] (اِخ ) رجوع به کیغباد شود.

کیقباد. [ ک ِ ق ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرمادوز است که در بخش کلیبر شهرستان اهر واقع است و 129 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)....

دانشنامه آزاد فارسی

کِیْقُباداولین شاه ایرانی از سلسلۀ کیانیان. پس از مردن گرشاسب، آخرین پادشاه پیشدادی، با آن که پسران نوذر در حیات بودند و خاندان فریدون هنوز ازمیان نرفته بود، اما چون فرّ ایزدی با آنان نبود، ناگزیر به پادشاهی نرسیدند. زال پس از مشاورت با موبدان، کیقباد را که دارای فرّ ایزدی و برازندۀ تاج وتخت بود، به پادشاهی برگزید و رستم، پسر زال، به کوه البرز، محل اقامت کیقباد، رفت و او را به استخر آورد. بعد از ر...

فرهنگ فارسی

نام دو تن از پادشاهان سلجوقیان آسیای صغیر ( روم ) : غلائ الدین کیقباد. یا کیقباد اول . بن عز الدین کیکاوس ( جل . ۶۳۴ - ۶۱۶ ه . ) . وی یکی از پادشاهان سلاجقه روم میباشد. یا کیقباد دوم . علائ الدین برادر غیاث الدین مسعود روم آخرین پادشاه از سلاجقه روم ( جل. ۷٠٠ - ۶۹۷ ه . ) وی بامر غازان خان ایلخان مغول کشته شد و عمر دولت سلاجقه روم پایان یافت .

دانشنامه عمومی

کی قَباد (کوی کَوات) اوستا، اولین شاه از سلسلهٔ کیانیان است. پس از مرگ گرشاسپ آخرین شاه از شاهان پیشدادی، با اینکه طوس و گستهم، پسران نوذر، زنده بودند و دودمان فریدون هنوز از میان نرفته بود، زال پس از مشورت با موبدان و بزرگان ایران، یکی از نوادگان فریدون به نام کی قباد را که دارای فرّ ایزدی و برازندهٔ تاج و تخت کیان بود به شاهی برگزید. زال رستم را به البرز کوه فرستاد تا کیقباد را یافته به ایران بی...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: key qobād) به معنی ' کی محبوب و سرور گرامی' ؛ (در اعلام) نام نخستین پادشاه سلسله‌ی کیانی؛ نام دو تن از پادشاهان سلجوقیان آسیای کوچک (صغیر) .

اسم: کیقباد (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: key qobād) (فارسی: کِيقباد) (انگلیسی: key ghobad) معنی: پادشاه محبوب و سرور گرامی، به معنی «کی محبوب و سرور گرامی»، ( اَعلام ) ) ( = قباد ) ( در شاهنامه ) شاه داستانی ایران، نخستین شاه از سلسله ی ک...

کلمات مرتبط

  • کیقباد پایه
  • کیقباد پیکر
  • کیقباد کلاه
  • کیقباد کیغباد
  • کیقباد اول
  • کیقباد ثانی
  • ارش پور کیقباد
  • پادشاهی کیقباد
  • علاءالدین کیقباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات