کیفیت. [ ک َ / ک ِ فی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) چگونگی و حالت و وضعی که حاصل باشد در چیزی ، و در فارسی به تخفیف نیز آید. ( غیاث ). صفت و چگونگی. ( ناظم الاطباء ). چگونگی. چونی. ( فرهنگ فارسی معین ) : کیفیت به پارسی چگونگی باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). وحوش از صورت و کیفیت حال پرسیدند. ( کلیله و دمنه ). و در آن کیفیت صنعت و نسب و مذهب من مشبع و مقرر گرداند. ( کلیله و دمنه ). ناصرالدین را کیفیت حال ا...
فرهنگ عمید
۱. صفت، حالت، و چگونگی کسی یا چیزی. ۲. [مجاز] میزان مرغوب بودن. ۳. [قدیمی، مجاز] مست کننده بودن. ۴. [قدیمی، مجاز] لذت.
چگونگی، چونی، صفت وحالت وچگونگی چیزی۱ - چگونگی چونی : اما کیفیت تیمم آنست که ... . ۲ - کیف بودن جمع : کیفیات . توضیح انواع کیفیات بنابر مشهور چهار است : الف - کیفیات نفسانی ( نفسانیه ) که عبارت از ملکات و حالات باشد فخر رازی از کیفیات نفسانی به کمالات تعبیر کرده ) ب - کیفیات محسوس ( محسوسه ) بحواس ظاهری که انفعالیات و انفعالات باشد ج - کیفیات مختص ( مختصه ) بکمیات مانند تثلیث و تربیع و غیره . د - ...
دانشنامه عمومی
واژه کیفیت به معنای چگونگی است که معادل فارسی آن چونی است.کنترل کیفیتدر فلسفه و در نظریه شناخت منظور از کیفیت"' ، چگونگی یک چیز است. مثال: خواص کمّی یا خواص کیفی یا چونی.در زمینه های اقتصادی: مرغوبیت و مطلوبیت: مجموعه ویژگی های یک کالا و عرضه کننده آن (نه تنها از لحاظ کیفی بلکه از دیدگاه کمی، بها و غیره) که باعث می شوند آن کالا مورد تقاضا قرار گیرد و فروش رود.در زمینه های اجتماعی و فردی: شایستگی، ...