Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کیشی

تلفظ بین المللی : /kˈiʃi/ تلفظ :‌ [k'iSi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • کیشی نوبوسوکه
  • کیشی خان
  • کیشی دونگوان
  • کیشی وادا اوساکا
  • قشلاق خان کیشی
  • کافر کیشی
  • بد کیشی
  • هم کیشی
  • خرد کیشی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

کیشی . (ص نسبی ) منسوب به کیش است که جزیره ٔ قیس باشد. (از انساب سمعانی ). رجوع به کیش (اِخ ) شود.

کیشی. ( ص نسبی ) منسوب به کیش است که جزیره قیس باشد. ( از انساب سمعانی ). رجوع به کیش ( اِخ ) شود.کیشی. ( اِخ ) مولانا شمس الدین محمدبن احمد الحکیم. عالم و عارف و صوفی بود و در علوم و فروع اصول ممارست داشت و در معقول و منقول تألیفاتی دارد. قطب الدین محمودبن ...

فرهنگ فارسی

منسوب به کیش است که جزیر. قیس باشد ٠

دانشنامه عمومی

کیشی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زرند در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان جرجافک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
wiki: کیشی

کلمات مرتبط

  • کیشی نوبوسوکه
  • کیشی خان
  • کیشی دونگوان
  • کیشی وادا اوساکا
  • قشلاق خان کیشی
  • کافر کیشی
  • بد کیشی
  • هم کیشی
  • خرد کیشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات