Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کیسه بری

تلفظ بین المللی : /kˈiseː bˈari/ تلفظ :‌ [k'ise: b'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کیسه بریدن
  • حشره خوار کیسه دار باریک نوار
  • کیسه موش بینی باریک
  • گربه کوسه دم باریک
  • کیسهبر
  • کیسه
  • کیسه باف
  • کیسه بافی
  • کیسه بالشی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کیسه بری. [ س َ / س ِ ب ُ ]( حامص مرکب ) عمل و شغل کیسه بر. جیب بری. ( فرهنگ فارسی معین ). طراری. رجوع به کیسه بر و کیسه بریدن شود.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل کیسه بر جیب بری .

کلمات مرتبط

  • کیسه بریدن
  • حشره خوار کیسه دار باریک نوار
  • کیسه موش بینی باریک
  • گربه کوسه دم باریک
  • کیسهبر
  • کیسه
  • کیسه باف
  • کیسه بافی
  • کیسه بالشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات