معانی کلمه : کیابیا
لغت نامه دهخدا
کیابیا. ( اِ مرکب ) در تداول عامه ، کوکبه. جاه و جلال. حشمت. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
جاه، جلال، شٲن، شوکت.
فرهنگ معین
(اِمر. ) (عا. ) شکوه و جلال .
فرهنگ فارسی
( اسم ) کوکبه جاه و جلال حشمت : با هم. عزت و حرمت و کیابیایش با هم. سوز و گداز سید میران در دور و برش طلاق او مسئله روز بود ...
گویش مازنی
آمدو رفت شاهانه در سرای
/keyaa beyaa/ آمدو رفت شاهانه در سرای
