کی ٔ. [ ک َی ْءْ ] (ع ص ) سست و بددل . کیاءة. کاءة. (از منتهی الارب ). سست و ضعیف و بددل و جبان . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
چه کسی؟؛ کدام شخص؟.
۱. چهوقت؟؛ چههنگام؟؛ چهزمانی؟.
۲. چگونه؟.
۱. داغ کردن پوست بدن با آهن تفته.
۲. (اسم) جای سوختگی با آهن گداخته.
(کَ یا کِ) (ص .) پاک ، خالص .
(کَ) (اِ.) پادشاه بزرگ و قهار.
(ق . ادات استفهام ، ضمیر استفهامی ) که ¿ چه کس ¿
( ~.) (ادات استفهام ، ق . استفهام زمان ) 1 - چه وقت ¿ چه زمان ¿: کی آمد، کی رفت . 2 - چگونه ، چطور.
(پس ) 1 - گاه به کلمه ای ملحق شود و قید سازد: پس پسکی . 2 - گاه به اسم ملحق گردد و صفت سازد. (به معنی دارنده و صاحب ): آبکی .
۱چه وقت کی ۲بازی سرگرمی