Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کژاغند

تلفظ بین المللی : /kaʒˈɑq1and/ تلفظ :‌ [kaZ'Aq1and]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کژآغند
  • کژآغندش
  • کژاکند
  • کزاغند
  • کژآکند
  • کژآگند
  • کژآگندش
  • شد کارنده
  • شد کارندگی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( کژآغند ) کژآغند. [ ک َغ َ ] ( اِ مرکب ) ( از: کژ+آغند= آکند، آکنده ). کج آغند. کج آکند. قزاکند. کژاکند. قزاغند معرب آن. کزاغند وکزغند. ( حاشیه برهان چ معین ). کژآگند. گژآگندش. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). جامه ای باشد که درون آن را بجای پنبه ابریشم پرکنند و بخیه بسیاری زنند و روزهای جنگ پوشند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

کج آکند، نوعی جامه که میان آستر و رویۀ آن ابریشم خام می گذاشتند و هنگام جنگ بر تن می کردند.

فرهنگ معین

(کَ غَ ) (اِ. ) = کژآگند. کج آکند: جامه ای باشد که درون آن را به جای پنبه از ابریشم پر کرده و روزهای جنگ به تن می کردند.

فرهنگ فارسی

( کژ آغند ) ( اسم ) جامه ای که درون آنرا بجای پنبه از ابریشم پر کنند و بخی. بسیاری زنند و روز جنگ پوشند .

کلمات مرتبط

  • کژآغند
  • کژآغندش
  • کژاکند
  • کزاغند
  • کژآکند
  • کژآگند
  • کژآگندش
  • شد کارنده
  • شد کارندگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات