کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کژ نقش
تلفظ بین المللی :
/kˈaʒ nˈaq1ʃ/
تلفظ :
[k'aZ n'aq1S]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کژنقش
کژ
کژ ابرو
کژ اغندش
کژ اگند
کژ اگندش
کژ اگین
کژ باختن
کژ بینی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کژنقش. [ ک َ ن َ ] ( ص مرکب )با نقش کژ. وارونه نقش. با نقش باژگونه :
راست بیرون دهم همه کژ خویش
گرچه کژنقش چون نگین باشم.
خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 790 ).
فرهنگ فارسی
با نقش کژ. وارونه نقش
کلمات مرتبط
کژنقش
کژ
کژ ابرو
کژ اغندش
کژ اگند
کژ اگندش
کژ اگین
کژ باختن
کژ بینی
نظرات