Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کپ

تلفظ بین المللی : /kˈap/ تلفظ :‌ [k'ap]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • کِپ
  • کُپ
  • کپ امدن
  • کپ آمدن
  • کپ بالا
  • کپ انجیر
  • کپ و نال
  • کپ کپ
  • کپ کپ اخیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کپ . [ ک ُ ] (اِ) نامی که در رودسر و دیلمان لاهیجان به زیرفون دهند. (یادداشت مؤلف ). یکی ازگونه های زیزفون که در جنگلهای سواحل بحر خزر فراوان می روید. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زیرفون شود.

کپ . [ ک ُ ] (اِ) به زبان شیرازی قرابه ٔ بزرگ شیشه ای را گویند و کوچک را کبچه گویند. (آنندراج ). قسمی شیشه ٔ بسیار بزرگ برای شراب و سرکه وآب غوره و امثال آن . شیشه ه...

فرهنگ عمید

ظرف شیشه‌ای بزرگ و دهان‌تنگ برای سرکه، آب‌غوره، یا شراب؛ غرابه.

دهان: ◻︎ از لجاج خویشتن بنشسته‌ای / اندراین پستی لپ و ‌کپ بسته‌ای (مولوی: لغت‌نامه: کپ).

ظرف شیشه ای بزرگ و دهان تنگ برای سرکه، آب غوره، یا شراب، غرابه.
دهان: از لجاج خویشتن بنشسته ای / اندراین پستی لپ و کپ بسته ای (مولوی: لغت نامه: کپ ).

فرهنگ معین

(کَ ) (اِ. ) بیرون و اندرون دهان .

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان هلو پشته بخش نور شهرستان آمل ( مازنداران ) در ۳٠ کیلومتری شمال باختری بلده کوهستانی و سردسیر ۸۸٠ تن سکنه .
ظرف شیشهای بزرگ ودهان تنگ برای سرک ه و آبغوره یاشراب، غرابه
( اسم ) یکی از گونه های زیز فون که در جنگلها ی سواحل بحر خزر فراوان میروید .
به زبان شیرازی قرابه بزرگ شیشه را گویند

دانشنامه عمومی

بهت و حیرت

کپ شهری در کشور کامبوج است که جزو تقسیمات اداری کپ محسوب می شود و جمعیت آن براساس سرشماری سال ۱۹۹۸ میلادی ۲۸٫۶۶۰ نفر بوده که در سال ۲۰۰۵ میلادی به ۳۷٫۷۸۶ نفر افزایش یافته است.
فهرست شهرهای کامبوج
wiki: کپ

گویش مازنی

از توابع هلوپشته واقع در منطقه ی نور

/kep/ از توابع هلوپشته واقع در منطقه ی نور

مترادف و متضاد

دهان، دهن، فم

demijohn (اسم)
قرابه، کپ

واژه نامه بختیاریکا

( کَپ * ) کنار؛ پهلو
( کِپ ) ( انگ ) ؛ کیپ؛ بسته
( کُپ ) انباشته؛ توده
( کُپ ) جمع
( کَپ ) چانه
( کَپ ) نفس؛ رمق
( کَپ ) واحد وزنی یَه کپ گندم پیمانه

کلمات مرتبط

  • کِپ
  • کُپ
  • کپ امدن
  • کپ آمدن
  • کپ بالا
  • کپ انجیر
  • کپ و نال
  • کپ کپ
  • کپ کپ اخیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات