معانی کلمه : کوین
لغت نامه دهخدا
کوین. [ ک ُ ] ( اِ ) دست افزاری است روغن گران را مانند کفه ترازو که از برگ خرما بافند. ( برهان ) ( آنندراج ). دست افزاری مانند کفه ترازو مر روغن گران را. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً مصحف کدین است. ( حاشیه برهان چ معین ).
فرهنگ فارسی
دست افرازی است روغن گران را مانند کفه ترازو که از برگ خرما بافند.دست افرازی مانند کفه ترازو و مر روغن گران را
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: کوین (پسر) (فارسی) (تلفظ: kewin) (فارسی: کِوین) (انگلیسی: kewin)
معنی: از نژاد کوه
معنی: از نژاد کوه
