Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوچاندن

تلفظ بین المللی : /kuːtʃˈɑndan/ تلفظ :‌ [ku:tS'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب
  • کوچاندن اَبربه اَبر
  • کوچاندن به اَبر
  • کوچاندن به خدمات اَبری
  • کوچاندن ابربه ابر
  • کوچاندن به ابر
  • کوچاندن به خدمات ابری
  • کوچاندنی
  • کوچانیدن
  • کوچانده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کوچاندن. [ دَ ] ( مص ) کوچانیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کوچانیدن شود.

فرهنگ عمید

کوچ دادن، جماعتی از مردم را از سرزمینی به سرزمین دیگر حرکت دادن.

فرهنگ فارسی

حرکت دادن بدون شتاب گلۀ گوسفند در مسیرهای طولانی

کوچ دادن، جماعتی ازمردم راازسرزمینی بسرزمین دیگرحرکت دادن
( مصدر ) کوچ دادن : کوچانیدن ارامنه از ارمنستان بدستور شاه عباس بزرگ .

فرهنگستان زبان و ادب

{droving} [کشاورزی- علوم دامی] حرکت دادن بدون شتاب گلۀ گوسفند در مسیرهای طولانی

کلمات مرتبط

  • کوچاندن اَبربه اَبر
  • کوچاندن به اَبر
  • کوچاندن به خدمات اَبری
  • کوچاندن ابربه ابر
  • کوچاندن به ابر
  • کوچاندن به خدمات ابری
  • کوچاندنی
  • کوچانیدن
  • کوچانده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات