Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوپه

تلفظ بین المللی : /kˈuːpeː/ تلفظ :‌ [k'u:pe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • کوپه کردن
  • کوپه فرانسوا ـ ادوار ژواشم
  • کوپه ای
  • کوپه سوئیس
  • کوپه قران
  • اتاقک یا کوپه یک نفری ترن
  • واگن کوپه ای
  • ائودی کوپه جی تی
  • ادوارد درینکر کوپه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کوپه . [ پ َ / پ ِ ] (اِ) شاخ و شیشه ٔ حجامت کننده را گویند. (برهان ) (آنندراج ). شاخ و کدوی حجامت . (ناظم الاطباء).

کوپه . [ پ ِ ] (روسی ، اِ) هر یک از اطاقهای قطار راه آهن که مسافران در آن نشینند. اطاقک قطار. (فرهنگ فارسی معین ). هریک از اطاقهای ترن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا)....

فرهنگ عمید

کُپه#NAME?

هریک از اتاق‌های مخصوص مسافر در قطار.

۱. ویژگی نوعی اتومبیل کوچک، دودَر، و سقف‌دار.
۲. [منسوخ] ویژگی نوعی کالسکۀ سقف‌دار.

۱. ویژگی نوعی اتومبیل کوچک، دودَر، و سقف دار.
۲. [منسوخ] ویژگی نوعی کالسکۀ سقف دار.
هریک از اتاق های مخصوص مسافر در قطار.
= کُپه

فرهنگ معین

(کُ پِ) (ص .) روی هم انباشته شده .

(پِ) [ فر. ] (اِ.) هر یک از اتاق های مخصوص نشستن مسافر در قطار که دارای در و پنجره و صندلی و تخت باشد.

(پِ ) [ فر. ] (اِ. ) هر یک از اتاق های مخصوص نشستن مسافر در قطار که دارای در و پنجره و صندلی و تخت باشد.
(کُ پِ ) (ص . ) روی هم انباشته شده .

فرهنگ فارسی

هریک از اتاقک‌های واگن‌های مسافری قطار که دارای در و پنجره و صندلی باشد

شاعر و درام نویس فرانسوی ( و. پاریس ۱۸۴۲ - ف. ۱۹٠۸ م . ) از آثار وی : [ عابر ] [ برای تاج ) [ سورو تورلی ] [ صمیمیتها ] [ دفتر سرخ ] و [ فرودستان ] شهرت بیشتر دارند . کوپه در داستان اخیر زندگی مردمان فقیر و ساده را با ظرافت مصور میکند . وی در سال ۱۸۸۴م. بعضویت آکادمی فرانسه پذیرفته شد.یک نوع کالسکه، وقسمتی ازواگن که جای ...

دانشنامه عمومی

کوپه نوعی بدنه بسته خودرو است؛ تعریف دقیق کوپه مطابق با زمان و شرکت سازنده متغیر است. کوپه ها معمولاً خودروهای سقف دار اسپرت یا سدانی هستند. این خودروها دو دره هستند و در دو گونه دو صندلی و چهار صندلی عرضه می گردند. در قرن نوزدهم میلادی به کالسکه های چهار چرخه بسته ای که با اسب کشیده می شدند، کوپه گفته می شد. فرانسویان به کالسکه هایی که در آنها جای مسافران با جای راننده فرق می کرد که مسافران در مک...

مترادف و متضاد

compartment (اسم)
قسمت، کوپه

فرهنگستان زبان و ادب

{cart, coupé (fr. )} [حمل ونقل ریلی] هریک از اتاقک های واگن های مسافری قطار که دارای در و پنجره و صندلی باشد

کلمات مرتبط

  • کوپه کردن
  • کوپه فرانسوا ـ ادوار ژواشم
  • کوپه ای
  • کوپه سوئیس
  • کوپه قران
  • اتاقک یا کوپه یک نفری ترن
  • واگن کوپه ای
  • ائودی کوپه جی تی
  • ادوارد درینکر کوپه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات