معانی کلمه : کوپال
لغت نامه دهخدا
کوپال . (اِخ ) نام مبارزی است از خویشان پادشاه روس . (جهانگیری ) (برهان ). و به این معنی با کاف فارسی هم آمده است . (برهان ).
فرهنگ عمید
۱. = گرز: نمایم به گیتی یکی دستبرد / که گردد ز کوپال من کوه خرد (نظامی۵: ۹۲۳ ).
۲. [مجاز] گردن ستبر و بروبازوی قوی.
۲. [مجاز] گردن ستبر و بروبازوی قوی.
فرهنگ معین
(اِ. ) عمود، گرز آهنین .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:گرز
wikijoo: کوپال
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: کوپال (پسر) (فارسی) (تلفظ: kupal) (فارسی: کوپال) (انگلیسی: kupal)
معنی: گرز آهنین
معنی: گرز آهنین
مترادف و متضاد
عمود، گرز
mace (اسم)
چماق، گرز، عمود، کوپال، گل جوز، پوست جوز، راف، گول زدنی
واژه نامه بختیاریکا
شِنگِل
