معانی کلمه : کوهین
لغت نامه دهخدا
کوهین . (ص نسبی ) منسوب به کوه . کوهی . جبلی . (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ) گیاهی است که بیخ آن به بیخ نی می ماند و در زمین شیارکرده بسیار است . (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). کوهم . (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
قصبه مرکز دهستان قاقازان بخش ضیائ- آباد شهرستان قزوین واقع در ۲٠ کیلومتری شمال باختر ضیائ آباد سر راه رشت - قزوین کوهستانی و سردسیر حدود ۹۲۲ تن سکنه محصول غله عدس انگور بادام گردو صنعت دستی گلیم و جاجیم بافی .
۱ - ( صفت ) منسوب به کوه کوهی جبلی . ۲ - ( اسم ) گیاهی است که بیخ آن به بیخ نی میماند و در زمین شیار کرده بسیار است .
۱ - ( صفت ) منسوب به کوه کوهی جبلی . ۲ - ( اسم ) گیاهی است که بیخ آن به بیخ نی میماند و در زمین شیار کرده بسیار است .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: کوهین (پسر) (فارسی)
معنی: منسوب به کوه، نام گیاهی که ریشه آن مانند ریشه نی است
معنی: منسوب به کوه، نام گیاهی که ریشه آن مانند ریشه نی است
