Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوهنگ

تلفظ بین المللی : /kˈuːhnaɡ/ تلفظ :‌ [k'u:hnag]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • سد کوهرنگ
  • کوهرنگ
  • کوهن
  • کوهنجان
  • کوهنوردی
  • کهنگ
  • کهنگی
  • کهنگی غشا
  • کوهنورد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

کوهنگ. [ هََ ] ( اِ ) به معنی خیز کردن وبرجستن باشد. ( برهان ). به معنی جستن به فتح جیم ، مرادف خیزیدن است. ( آنندراج ). برجستن. ( فرهنگ رشیدی ) ( از فرهنگ جهانگیری ). خیز و برجستگی. ( ناظم الاطباء ).
- با کوهنگ شدن چشم ؛ قَمَع . ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( احمدبن علی بیهقی ، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

به معنی خیز کردن و برجستن باشد . خیز و برجستگی

دانشنامه عمومی

کوهنگ (درخت). کُوهِنگ یا ( کِهُنگ ) درختی است کهن سال به ارتفاع قریب به ۵ متر واحیایاً ارتفاعش تا ۷ یا ۸ متر نیز رسیده است در بعضی از مناطق کوهستانی.شاخه های این درخت سفید کمی مایل به خاکستری است. این درخت نیز مانند سایر درخت های کوهستان مانند کُنار، کُور و سمر در مناطق مختلف کوه کم وبیش یافت می شود، اما بیشتر در قله های پرارتفاع، پرتگاها، نرگ ها و سرگردها ومناطق دور دست کوهستانی می روید.محمدیان...

کلمات مرتبط

  • سد کوهرنگ
  • کوهرنگ
  • کوهن
  • کوهنجان
  • کوهنوردی
  • کهنگ
  • کهنگی
  • کهنگی غشا
  • کوهنورد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات