Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوه توان

تلفظ بین المللی : /kˈuːh tˈavɑn/ تلفظ :‌ [k'u:h t'avAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تا جایی که پاهایم توان رفتن دارد
  • رویاهایی که با پول می توان خرید
  • کوه تاندیکات
  • سرزمین صاف که رمه می تواند از ان عبور کند
  • یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند بیرون بیاورند
  • از هر راهی که می توانی
  • انگونه که من می توانم
  • تمام نورهایی که نمی توانیم ببینیم
  • تمام چیزهایی که نمی توانی پشت سر بگذاری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کوه توان. [ ت َ ] ( ص مرکب ) دارای قوت و قدرت کوه. پرزور. ( از فرهنگ فارسی معین ) : مرکبان کوه توان بر مثال کشتیهای گران در آن دریا سیاحت می کردند. ( جوامعالحکایات از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

دارای قوت و قدرت کوه پر زور : مرکبان کوه توان بر مثال کشتیهای گران در آن دریا سیاحت میکردند .

کلمات مرتبط

  • تا جایی که پاهایم توان رفتن دارد
  • رویاهایی که با پول می توان خرید
  • کوه تاندیکات
  • سرزمین صاف که رمه می تواند از ان عبور کند
  • یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد که صد عاقل نمی توانند بیرون بیاورند
  • از هر راهی که می توانی
  • انگونه که من می توانم
  • تمام نورهایی که نمی توانیم ببینیم
  • تمام چیزهایی که نمی توانی پشت سر بگذاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات