کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کوه-بری | کلماتور
معانی کلمه : کوه بری
تلفظ بین المللی :
/kˈuːh bˈari/
تلفظ :
[k'u:h b'aRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سفر اکتشافی کوه اورست بریتانیا 1953
کوه بریده شلال
استخوان بری کوک و جس
که بری
استخوان بُری کوک و جَس
اندیس باریت کوه دم شرقی
بری ام مک کوی
کسی که بریده بریده حرف می زند
مثل ابی که بر یا روی اتش بریزند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کوه بری. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) شغل و عمل کوه بر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به کوه بُر شود.
فرهنگ فارسی
شغل و عمل کوه بر
کلمات مرتبط
سفر اکتشافی کوه اورست بریتانیا 1953
کوه بریده شلال
استخوان بری کوک و جس
که بری
استخوان بُری کوک و جَس
اندیس باریت کوه دم شرقی
بری ام مک کوی
کسی که بریده بریده حرف می زند
مثل ابی که بر یا روی اتش بریزند
نظرات