کولمه. [ ل َ م َ / م ِ ] ( اِ ) کُلَمه. ( فرهنگ فارسی معین ). قسمی ماهی که در بحر خزر فراوان است. رجوع به کلمه شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - یک جزو از کلام لفظ معنی دار : ( یا در کتابت آن حرفی یا کلمه ای از قلم افتاده ... ) . توضیح فرق کلمه با لفظ در این است که لفظ اعم است از معنی دار و بی معنی ولی کلمه حتما معنی دارد . ۲ - سخن گفتار . یا اتفاق کلمه . اتفاق آرائ : و بر این کلمه همگی ارباب ذوق را اتفاق کلمه چون خادم دعا و ناشر ثنا محمد عوفی روی از هم. جهان گردانیده و بهم. جهان آورده است ... ۳ - مجموع. حروفی که یک واحد را تشک...
دانشنامه عمومی
کولمَه (نام علمی: Rutilus caspicus) که کُلَمه، کولمه گرگان و تِلاجی هم نامیده می شود، یک گونه از سرده کولمه ها است.ستاری، مسعود. شاهسونی، داور. شفیعی، شهنام. ۱۳۸۲. ماهی شناسی (۲) سیستماتیک. انتشارات حق شناس.عسگری، رضا. ۱۳۸۴. ماهی شناسی سیستماتیک. انتشارات نقش مهر.کولمه در دریای خزر صید می شود. پراکنش آن در ایران در جنوب شرقی دریای خزر است. جثهٔ آن دو یا سه برابر ماهی «کولی» است و وزن آن سیصد تا چه...