معانی کلمه : کولر
لغت نامه دهخدا
کولر. [ ل ِ ] ( انگلیسی ، اِ ) دستگاهی که هوای اطاق و سالن را خنک کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
دستگاهی که برای خنک کردن هوای ساختمان به کار می رود.
فرهنگ معین
(لِ ) ( [ انگ . ] (اِ. ) دستگاهی معمولاً برقی برای خنک کردن هوای داخل یک فضا.
فرهنگ فارسی
خنک کننده، آرام بخش، دستگاهی که برای خنک کردن هوای اطاق بکارمیرود
( اسم ) دستگاهی که هوای اطاق و سالن را خنک کند .
( اسم ) دستگاهی که هوای اطاق و سالن را خنک کند .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
تن پوشی از پشم حیوانات اهلی نیم تنه ی گالشی
/kooler/ تن پوشی از پشم حیوانات اهلی نیم تنه ی گالشی
مترادف و متضاد
cooler (اسم)
خنک کننده، کولر، سردکن، دستگاه خنک کننده
refrigerant (اسم)
کولر، سردکن، خنک کن
واژه نامه بختیاریکا
( کولِر * ) گیاهی است
ریجنا
ریجنا
